ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
263
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
نام ياقوت نشان مىدهد كه در اصل غلام و مملوك بوده است ، چه رسم بود كه غلامان را به نام سنگهاى گرانقدر يا بوهاى خوش چون زمرّد و كافور و غيره مىخواندند . ياقوت بعدها خواست نام خود را با يعقوب كه از لحاظ تلفّظ همانند ياقوت بود عوض كند ، اما اين نام كه معمولا به غلامان داده مىشود ميان معاصران و نسلهاى بعد و محافل علمى بر او ماند . نسبت وى كه رومى است نشان مىدهد كه از سرزمين بيزانس بوده و شايد نژاد يونانى داشته است . چون پدرش شناخته نبود ، مطابق معمول وى را ابن عبد الله ناميدند . اين نامها رواج فراوان داشت و بسيارى از غلامان كه نژاد رومى داشتند بدان خوانده مىشدند . ياقوت در معجم الأدباء دو تن از معاصران خود را نام مىبرد كه كاملا همنام وى بودهاند : يكى ابو الدر ياقوت بن عبد الله رومى كه به عنوان شاعر و اديب شهره بود و به سال 1225 / 622 ه . درگذشت ، و ديگرى ياقوت بن عبد الله رومى كه به موصل مىزيست و نه فقط به عنوان اديب و نحوى بلكه با عنوان خطاط نيز شهره بود و از مكتب ابن بوّاب معروف پيروى مىكرد . مؤلّف به سال 1216 / 613 ه . او را به موصل ديده بود 19 و پنج سال بعد به سال 1221 / 618 ه . درگذشت . 20 ياقوت را به انتساب تاجرى كه او را به غلامى خريده بود و از اهل حماة بود « حموى » نيز خوانند . به اتفاق آراء وى به سال 1179 / 575 ه . تولّد يافت . با زبان اصلى خود بيگانه بود ، يا دست كم آن را خوب نمىدانست . عربى زبان ملى او شد ، ولى ظاهرا چون ريشهء بيگانه داشت ، در اين زبان به مقام فصاحت كامل نرسيد . البتّه اين نكته را علامهء سختگيرى چون فليشر گفته است . 21 شايد تصادف نيست كه نثر هنرى او نيز در اوج بلاغت نيست . 22 به هر حال ياقوت همچون همهء غلامان رومى كه گاه و بىگاه در صفحات اين كتاب به آنها برخوردهايم ، به تربيت مسلمانى تعليم شايسته گرفت . مالك او ، كه خود سواد كافى نداشت ، در كار تعليم وى بكوشيد . وى تاجرى متمكّن بود و شايد براى انجام امور خود ناچار بود به بغداد اقامت كند و مىخواست براى كمك كارهاى بازرگانى دبيرى ماهر داشته باشد . ياقوت از جملهء استادان خود دو لغت شناس معروف : عكبرى ( متوفّى به سال 1219 / 616 ه . ) و ابن يعيش ( متوفّى به سال 1245 / 643 ه . ) را نام مىبرد . 23 مالكش در بيشتر سفرها او را به همراه مىبرد و گاه تنها به سفر مىفرستاد . سفرى كه در اين اوان بيش از همه در او اثر نهاد ، رفت و آمد مكرّر به جزيرهء كيش بود كه افق جغرافيايى او را بسط داد . جزيرهء كيش يا كيس و در قالب عربى قيس ، در آن قسمت از خليج فارس جاى دارد كه عربان آن را درياى عمّان نامند و به روزگار ياقوت يكى از مراكز بازرگانى خارجى جهان اسلام بود و نمايندگان اقطار و اقوام مختلف در آن فراهم مىشدند . جزيره از لحاظ نخل و درختان و گياهان ديگر غنى بود . كمى پيش از ياقوت در نيمهء قرن دوازدهم جهانگردى ديگر ، يعنى بنيامين تودلائى آنجا را ديده و